محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

783

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً . » « 1 » « قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً » « 2 » « فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ » « 3 » « هنگامى كه رسولان آنها با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنها آمدند ، ( از آنان روى گرداندند و ) تنها به معلوماتى كه خود داشتند ، دل بستند و خوشحال بودند ( همين باعث شد تا ) آنچه را كه از عذاب و تهديدهاى الهى بود ، به باد استهزا مىگرفتند ، بر سر آنان فرود آيد ! » دلبستگى به دنيا :

--> ( 1 ) - كهف ( 18 ) آيه 32 - 42 : « براى آنها مثالى بزن : آن دو مرد ، كه براى يكى از آنان دو باغ از انواع انگورها قرار داديم و گرداگرد آن دو ( باغ ) را با درختان پوشانديم و در ميانشان زراعت پربركتى قرار داديم . هر دو باغ ميوه آورده بود ( ميوه‌ها فراوان ) و چيزى فرو گذار نكرده بود . ميان آن دو ( باغ ) نهر بزرگى جارى ساخته بوديم ، صاحب اين باغ درآمد فراوانى داشت ( ولى از آنجا كه انسان كم‌ظرفيّت بود ) ، به همين جهت به دوستش - درحالىكه با او گفت‌وگو مىكرد - گفت : من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات نيرومندترم ، و درحالىكه نسبت به خود ستمكار بود ، وارد باغ شد ( نگاهى به درختان سرسبز و آن همه ميوه و محصول فراوان كرد و از روى غفلت ) گفت : من گمان نمىكنم ، هرگز اين باغ نابود شود و باور نمىكنم ، قيامت برپا گردد ، اگر به سراغ پروردگارم بازگردانده شوم ( و قيامتى در كار باشد ) ، جايگاهى بهتر از اينجا خواهم يافت . دوست ( باايمان ) وى - درحالىكه با او گفت‌وگو مىكرد - گفت : آيا به خدايى كه تو را از خاك آفريد و سپس از نطفه ، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد ، كافر شدى ؟ ولى من كسى هستم كه اللّه پروردگار من است و هيچ‌كس را شريك پروردگارم قرار نمىدهم . چرا هنگامى كه وارد باغت شدى ، نگفتى اين نعمتى است كه خدا خواسته است ، هيچ قوّت ( و نيرويى ) جز از ناحيهء خدا نيست ، اگر مىبينى از نظر مال و فرزند از تو كمترم ، شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد ! و مجازات حساب شده‌اى ( صاعقه ) از آسمان بر باغ تو فروفرستد ، به‌گونه‌اى كه او را به زمين بىگياه لغزنده‌اى مبدّل كند و اين چشمه و نهر جوشان در اعماق آن فرو رود ، آن‌چنان‌كه هرگز قدرت جست‌وجوى آن را نداشته باشى ! ( و بالاخره به فرمان خدا عذاب ) محصولات او را احاطه كرد ، او مرتّبا دست‌ها را به هم مىماليد و در فكر هزينهء سنگينى بود كه در آن خرج كرده بود ، درحالىكه بر پايه‌ها فروريخته بود ، مىگفت : كاش احدى را شريك خدا نمىدانستم ! » ( 2 ) - قصص ( 28 ) آيه 78 گفت : من اين ثروت به وسيلهء دانشى كه نزد من است ، به دست آورده‌ام ! آيا او نمىدانست خداوند اقوامى را قبل از او هلاك كرد كه از او نيرومندتر و ( آگاه‌تر ) و ثروتمندتر بودند ؟ ! ( 3 ) - غافر ( 40 ) آيه 83 .